خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به توصیف حالات عاشقانه و مستانه یک فرد میپردازد که درگیر عشق و بادهگسلی شده است. او از افتادنهای مکرر در این راه سخن میگوید و از سرخوشی و رندی خود در این مسیر یاد میکند. همچنین، به سوختن دل در آتش عشق و مستی اشاره دارد و خود را در جایگاه عاشقان و رندان قرار میدهد.
متن دارای مضامین عاشقانه و مستانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیم عمیق عرفانی و تصوف نیاز به درک و بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱۴۹ - با خراباتئی در افتادیم
با خراباتئی در افتادیم
در خرابات با سر افتادیم ۱
بارها اوفتاده ایم اینجا
آخر عمر دیگر افتادیم ۲
دل به دریا فتاد و ما در پی
سرخوشانیم خوشتر افتادیم ۳
در می افتاده ایم رندانه
چه توان کرد چون درافتادیم ۴
عاشق مست باده بر کف دست
بار از خانمان درافتادیم ۵
دست داریم و سرفدا کردیم
نیک در پای دلبر افتادیم ۶
خوش مقامی است بر در خمار
نکنی عیب ما گر افتادیم ۷
عود دل سوختیم در مجمر
همچو آتش به مجر افتادیم ۸
سید عاشقان دور قمر
بی تکلف که در خور افتادیم ۹
در خرابات با سر افتادیم ۱
بارها اوفتاده ایم اینجا
آخر عمر دیگر افتادیم ۲
دل به دریا فتاد و ما در پی
سرخوشانیم خوشتر افتادیم ۳
در می افتاده ایم رندانه
چه توان کرد چون درافتادیم ۴
عاشق مست باده بر کف دست
بار از خانمان درافتادیم ۵
دست داریم و سرفدا کردیم
نیک در پای دلبر افتادیم ۶
خوش مقامی است بر در خمار
نکنی عیب ما گر افتادیم ۷
عود دل سوختیم در مجمر
همچو آتش به مجر افتادیم ۸
سید عاشقان دور قمر
بی تکلف که در خور افتادیم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۴۸ - مستانه ملک صورت و معنی به هم زدیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵۰ - میخانهٔ ذوق درگشادیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.