خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از وحدت وجود، عشق الهی، مستی معنوی و رهایی از غم سخن میگوید. او با اشاره به مفاهیمی مانند «انا الحق» و «منصور حلاج»، به عرفان و شهود عرفانی میپردازد و از سوختن مانند پروانه و روشنایی شمع عشق صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند «مستی» و «لاابالیگری» ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.
غزل ۱۱۴۸ - مستانه ملک صورت و معنی به هم زدیم
مستانه ملک صورت و معنی به هم زدیم
رندانه در قدم قدمی از عدم زدیم ۱
ما را مسلم است دم از نیستی زدن
کز هستی وجود رقم بر عدم زدیم ۲
پروانه وار کاغذ تن را بسوختیم
وز شمع عشق آتشی اندر قلم زدیم ۳
گفتیم انا الحق و علم عالمی شدیم
منصور وار بر سر داری علم زدیم ۴
ما عارفان سرخوش دلشاد عاشقیم
مستیم و لاابالی و غم را به هم زدیم ۵
با جام می مدام حریفانه همدمیم
مستانه زان مدام ز میخانه دم زدیم ۶
در دیده روی ساقی و بر دست جام می
شادی روی سید خود جام جم زدیم ۷
رندانه در قدم قدمی از عدم زدیم ۱
ما را مسلم است دم از نیستی زدن
کز هستی وجود رقم بر عدم زدیم ۲
پروانه وار کاغذ تن را بسوختیم
وز شمع عشق آتشی اندر قلم زدیم ۳
گفتیم انا الحق و علم عالمی شدیم
منصور وار بر سر داری علم زدیم ۴
ما عارفان سرخوش دلشاد عاشقیم
مستیم و لاابالی و غم را به هم زدیم ۵
با جام می مدام حریفانه همدمیم
مستانه زان مدام ز میخانه دم زدیم ۶
در دیده روی ساقی و بر دست جام می
شادی روی سید خود جام جم زدیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۴۷ - ما ز می شوق او عاشق و مست آمدیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴۹ - با خراباتئی در افتادیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.