خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند خودشناسی، رهایی از خود، وحدت با وجود مطلق، رنجهای روحی و عرفانی، و نوشیدن از جام عشق و معرفت میپردازد. شاعر از تجربیات عرفانی خود سخن میگوید و چگونه از محدودیتهای دنیوی فراتر رفته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۱۵۱ - ما آینه در نمد کشیدیم
ما آینه در نمد کشیدیم
دامن ز خودی خود کشیدیم ۱
پرگار صفت به گرد نقطه
خط بر سر نیک و بد کشیدیم ۲
بودیم حباب و غرقه گشتیم
واحد به سوی احد کشیدیم ۳
گرمی به حساب خورد رندی
ما ساغر بی عدد کشیدیم ۴
دردی کش کوی می فروشیم
بحر ازل و ابد کشیدیم ۵
دردیست به کس نمی توان گفت
آن رنج که از خرد کشیدیم ۶
شادی روان نعمت الله
هر دم جامی دو صد کشیدیم ۷
دامن ز خودی خود کشیدیم ۱
پرگار صفت به گرد نقطه
خط بر سر نیک و بد کشیدیم ۲
بودیم حباب و غرقه گشتیم
واحد به سوی احد کشیدیم ۳
گرمی به حساب خورد رندی
ما ساغر بی عدد کشیدیم ۴
دردی کش کوی می فروشیم
بحر ازل و ابد کشیدیم ۵
دردیست به کس نمی توان گفت
آن رنج که از خرد کشیدیم ۶
شادی روان نعمت الله
هر دم جامی دو صد کشیدیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۵۰ - میخانهٔ ذوق درگشادیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵۲ - بیا تا با تو ما همباز گردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.