خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از لذتهای معنوی و روحانی سخن میگوید. شاعر از مستی و ذوق رندان میگوید و توصیه میکند که برای درک حال او باید از اهل دل و خرابات پرسید. همچنین، به عشق و درد عاشقانه اشاره دارد و از خدمت به دوستان به عنوان منبع ذوق و شادی یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و خرابات ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۹۱۹ - لذت جان ما ز مستان پرس
لذت جان ما ز مستان پرس
ذوق رندان ز می پرستان پرس ۱
خبر از حال ما اگر پرسی
در خرابات رو ز رندان پرس ۲
نوش کن جام می که نوشت باد
بعد از این ذوق باده نوشان پرس ۳
دردمندانه گر دوا جوئی
دُرد دردش بجوی و درمان پرس ۴
سر زلفش اگر به دست آری
حال شوریدهٔ پریشان پرس ۵
جان عاشق به پرسشی دریاب
آنگهی هر چه خواهی از جان پرس ۶
ساقی بزم نعمت اللهم
ذوقم از خدمت حریفان پرس ۷
ذوق رندان ز می پرستان پرس ۱
خبر از حال ما اگر پرسی
در خرابات رو ز رندان پرس ۲
نوش کن جام می که نوشت باد
بعد از این ذوق باده نوشان پرس ۳
دردمندانه گر دوا جوئی
دُرد دردش بجوی و درمان پرس ۴
سر زلفش اگر به دست آری
حال شوریدهٔ پریشان پرس ۵
جان عاشق به پرسشی دریاب
آنگهی هر چه خواهی از جان پرس ۶
ساقی بزم نعمت اللهم
ذوقم از خدمت حریفان پرس ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۱۸ - رنج غربت تو از غریبان پرس
گوهر بعدی:غزل ۹۲۰ - جام خوشی ز دُردی دردش چو ما بپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.