خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند غربت، درد عشق، سرمستی، رندی، وحدت، و عشق الهی سخن میگوید. شاعر از مخاطب میخواهد که برای درک این مفاهیم، از کسانی بپرسد که خود تجربهی این حالات را داشتهاند، مانند عاشقان، رندان، و دردمندان.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل فهم نباشد.
غزل ۹۱۸ - رنج غربت تو از غریبان پرس
رنج غربت تو از غریبان پرس
دردمندی ز دردمندان پرس ۱
ذوق سرمستئی که ما داریم
گر ندانی بیا ز رندان پرس ۲
کفر زلفش که می برد ایمان
مو به مو از من پریشان پرس ۳
رند مست خوشی اگر یابی
به دمی از منش فراوان پرس ۴
عاشقان حال عاشقان دانند
حالت عاشقی از ایشان پرس ۵
دامن دل بگیر و دلبر جوی
جان فدا کن خبر ز جانان پرس ۶
جام وحدت بنوش رندانه
ذوق این می ز باده نوشان پرس ۷
در دل ما در آ و خوش بنشین
گنج جوئی ز کنج ویران پرس ۸
نور خورشید را به ما بخشید
حسن ماهان ز ماه رویان پرس ۹
عشق لیلی ز جان مجنون جو
ذوق بلقیس از سلیمان پرس ۱۰
نعمت الله یار یاران است
حال این یار ما ز یاران پرس ۱۱
دردمندی ز دردمندان پرس ۱
ذوق سرمستئی که ما داریم
گر ندانی بیا ز رندان پرس ۲
کفر زلفش که می برد ایمان
مو به مو از من پریشان پرس ۳
رند مست خوشی اگر یابی
به دمی از منش فراوان پرس ۴
عاشقان حال عاشقان دانند
حالت عاشقی از ایشان پرس ۵
دامن دل بگیر و دلبر جوی
جان فدا کن خبر ز جانان پرس ۶
جام وحدت بنوش رندانه
ذوق این می ز باده نوشان پرس ۷
در دل ما در آ و خوش بنشین
گنج جوئی ز کنج ویران پرس ۸
نور خورشید را به ما بخشید
حسن ماهان ز ماه رویان پرس ۹
عشق لیلی ز جان مجنون جو
ذوق بلقیس از سلیمان پرس ۱۰
نعمت الله یار یاران است
حال این یار ما ز یاران پرس ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۱۷ - خوش دری بر روی ما بگشاد باز
گوهر بعدی:غزل ۹۱۹ - لذت جان ما ز مستان پرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.