خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نعمتالله بیانکنندهٔ بازگشایی درهای رحمت و بخشش الهی، ظهور نور و زیبایی، و بخشیدن نعمتها به انسان است. شاعر از عشق و عرفان سخن میگوید و اشاره میکند که عقل در هوای عشق فرسوده میشود. در پایان، از نعمتهای الهی و آرامشی که به جهان میبخشد، یاد میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و مفاهیم عرفانی دارد.
غزل ۹۱۷ - خوش دری بر روی ما بگشاد باز
خوش دری بر روی ما بگشاد باز
آفتابی در قمر بنمود باز ۱
جام و پیمانه به ما بخشید او
می به پیمانه به ما پیمود باز ۲
مخزن اسرار را در باز کرد
گنجها ایثار ما فرمود باز ۳
آفتاب حسن او چون رو نمود
مه ز نور روی او افزود باز ۴
دیر آمد خود بر ما زود رفت
گفتمش جانا مرو نشنود باز ۵
عقل شهبازیست خوش پرواز کرد
در هوای عاشقی فرسود باز ۶
نعمت الله را به ما انعام کرد
عالمی از نعمتش آسود باز ۷
آفتابی در قمر بنمود باز ۱
جام و پیمانه به ما بخشید او
می به پیمانه به ما پیمود باز ۲
مخزن اسرار را در باز کرد
گنجها ایثار ما فرمود باز ۳
آفتاب حسن او چون رو نمود
مه ز نور روی او افزود باز ۴
دیر آمد خود بر ما زود رفت
گفتمش جانا مرو نشنود باز ۵
عقل شهبازیست خوش پرواز کرد
در هوای عاشقی فرسود باز ۶
نعمت الله را به ما انعام کرد
عالمی از نعمتش آسود باز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۱۶ - مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده باز
گوهر بعدی:غزل ۹۱۸ - رنج غربت تو از غریبان پرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.