خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به توصیف عشق الهی و تأثیر آن بر جهان و جانها میپردازد. با استفاده از تصاویر زیبایی مانند آفتاب، دریا، آینه و پروانه، عشق به عنوان نیرویی جهانشمول و جانبخش به تصویر کشیده شده است. متن بیانگر تسلیم دل و جان در برابر عشق و پیوند عمیق معنوی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۴۳ - آفتاب رخش جهان بگرفت
آفتاب رخش جهان بگرفت
مهر رویش جهان جان بگرفت ۱
موج زد بحر عشق و از موجش
آب حیوان جهان روان بگرفت ۲
صورت عشق آشکارا شد
روی معنی از آن نشان بگرفت ۳
آینه چون خیال او بنمود
به خیالش خیال از آن بگرفت ۴
آتش شمع عشق رخسارش
جان پروانهٔ جهان بگرفت ۵
دل ز جان سر به پای عشق افکند
دامن شاه مهربان بگرفت ۶
عین عشق است جان سید از آن
عین او عالم عیان بگرفت ۷
مهر رویش جهان جان بگرفت ۱
موج زد بحر عشق و از موجش
آب حیوان جهان روان بگرفت ۲
صورت عشق آشکارا شد
روی معنی از آن نشان بگرفت ۳
آینه چون خیال او بنمود
به خیالش خیال از آن بگرفت ۴
آتش شمع عشق رخسارش
جان پروانهٔ جهان بگرفت ۵
دل ز جان سر به پای عشق افکند
دامن شاه مهربان بگرفت ۶
عین عشق است جان سید از آن
عین او عالم عیان بگرفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۲ - سلطان عشق ملک جهان را روان گرفت
گوهر بعدی:غزل ۴۴۴ - شهرت ذوق ما جهان بگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.