خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و دلبستگی به معشوق ازلی میپردازد. شاعر از مستی عشق، بیخبری عاقلان، و بلندپروازی در راه عشق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به گریههای عاشقانه و فراق، و برتری عشق بر عقل دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند مستی عشق و گریههای عاشقانه نیاز به درک بیشتری از ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۴۳۷ - عشق دلبر در دل ما جا گرفت
عشق دلبر در دل ما جا گرفت
خانه خالی دید از آن مأوا گرفت ۱
عاشق مستیم و در کوی مغان
عاقلان را کی بود بر ما گرفت ۲
هر کسی دستی و دامانی دگر
دست ما دامان بی همتا گرفت ۳
مبتلائیم و بلا جوئیم ما
از بلا این کار ما بالا گرفت ۴
آب چشم ما به هر سو رو نهاد
لاجرم گرد جهان دریا گرفت ۵
عقل اگر ره را غلط کرد و برفت
کی کند بینا ، بنا بینا گرفت ۶
سید ما از همه عالم گرفت
درگه یکتای بی همتا گرفت ۷
خانه خالی دید از آن مأوا گرفت ۱
عاشق مستیم و در کوی مغان
عاقلان را کی بود بر ما گرفت ۲
هر کسی دستی و دامانی دگر
دست ما دامان بی همتا گرفت ۳
مبتلائیم و بلا جوئیم ما
از بلا این کار ما بالا گرفت ۴
آب چشم ما به هر سو رو نهاد
لاجرم گرد جهان دریا گرفت ۵
عقل اگر ره را غلط کرد و برفت
کی کند بینا ، بنا بینا گرفت ۶
سید ما از همه عالم گرفت
درگه یکتای بی همتا گرفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۶ - نور چشم عالمی بر دیدهٔ ما جا گرفت
گوهر بعدی:غزل ۴۳۸ - آتش عشقش خوشی در ما گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.