خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از نعمة الله بیانگر عشق شدید و سرمستی ناشی از آن است. شاعر از عشق الهی و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید و خود را درگیر این عشق عمیق میبیند. او از رهایی از تعلقات دنیوی و پیوستن به معشوق بیهمتا سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اصطلاحات و مضامین عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و شناختی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۴۳۸ - آتش عشقش خوشی در ما گرفت
آتش عشقش خوشی در ما گرفت
بعد از آن در جملهٔ اشیا گرفت ۱
رند سرمستیم در کوی مغان
محتسب را کی بود بر ما گرفت ۲
آن دل سرمست این دیوانگان
مو به مو از زلف او سودا گرفت ۳
عاشق ثابت قدم می جست از آن
عشق او معشوق ما ، ما را گرفت ۴
گفتهٔ مستانهٔ ما فاش شد
در خرابات مغان غوغا گرفت ۵
خوش بلائی می کشیم از عشق او
کار ما از عاشقی بالا گرفت ۶
نعمة الله از همه عالم برید
درگه یکتای بی همتا گرفت ۷
بعد از آن در جملهٔ اشیا گرفت ۱
رند سرمستیم در کوی مغان
محتسب را کی بود بر ما گرفت ۲
آن دل سرمست این دیوانگان
مو به مو از زلف او سودا گرفت ۳
عاشق ثابت قدم می جست از آن
عشق او معشوق ما ، ما را گرفت ۴
گفتهٔ مستانهٔ ما فاش شد
در خرابات مغان غوغا گرفت ۵
خوش بلائی می کشیم از عشق او
کار ما از عاشقی بالا گرفت ۶
نعمة الله از همه عالم برید
درگه یکتای بی همتا گرفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۷ - عشق دلبر در دل ما جا گرفت
گوهر بعدی:غزل ۴۳۹ - چشم مستش گوشه ای از ما گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.