خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به بیان این مفهوم میپردازد که بدون تلاش و گذراندن سختیها، نمیتوان به لذتها و موفقیتهای زندگی دست یافت. هر چیزی ارزشمند، نیازمند صبر، تحمل و تلاش است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند این مفاهیم را درک کرده و با آن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۴۱۶ - بی سبب وصل یار نتوان یافت
بی سبب وصل یار نتوان یافت
به خیالی نگار نتوان یافت ۱
از میان تا کناره نکنی
آن میان در کنار نتوان یافت ۲
بی زمستان سرد و آتش و دود
لذتی از بهار نتوان یافت ۳
می خمخانه در سرای حدوث
جرعهٔ بی خمار نتوان یافت ۴
تا نگردی مقرب سلطان
بر در شاه بار نتوان یافت ۵
همچو سید حریف سرمستی
اندر این روزگار نتوان یافت ۶
به خیالی نگار نتوان یافت ۱
از میان تا کناره نکنی
آن میان در کنار نتوان یافت ۲
بی زمستان سرد و آتش و دود
لذتی از بهار نتوان یافت ۳
می خمخانه در سرای حدوث
جرعهٔ بی خمار نتوان یافت ۴
تا نگردی مقرب سلطان
بر در شاه بار نتوان یافت ۵
همچو سید حریف سرمستی
اندر این روزگار نتوان یافت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۵ - علم ما در کتاب نتوان یافت
گوهر بعدی:غزل ۴۱۷ - بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.