خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بر اهمیت رنج و فنا برای رسیدن به کمال و معرفت تأکید دارد. شاعر بیان میکند که بدون گذراندن سختیها و رها کردن تعلقات دنیوی، نمیتوان به حقیقت و شناخت خداوند دست یافت. همچنین، او از میو میخانه به عنوان نماد رهایی و وارستگی یاد میکند و فقر و درویشی را راهی برای رسیدن به غنای واقعی میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند میو میخانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
غزل ۴۱۷ - بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت
بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت
بی رنج فنا گنج بقا را نتوان یافت ۱
تا عاشق و رندانه به میخانه نیائی
رندان سراپردهٔ ما را نتوان یافت ۲
تا نیست نگردی تو از این هستی موهوم
خود را نشناسی و خدا را نتوان یافت ۳
آئینهٔ دل تا نبود روشن و صافی
حسنی نتوان دید و صفا را نتوان یافت ۴
خوش آب و هوائی است می و کوی خرابات
خود خوشتر از این آب و هوا را نتوان یافت ۵
درویش و فقیریم و ازین وجه غنی ایم
بی فقر ، یقین دان که غنا را نتوان یافت ۶
چشمی که نشد روشن از این دیده سید
بینا نبود نور لقا را نتوان یافت ۷
بی رنج فنا گنج بقا را نتوان یافت ۱
تا عاشق و رندانه به میخانه نیائی
رندان سراپردهٔ ما را نتوان یافت ۲
تا نیست نگردی تو از این هستی موهوم
خود را نشناسی و خدا را نتوان یافت ۳
آئینهٔ دل تا نبود روشن و صافی
حسنی نتوان دید و صفا را نتوان یافت ۴
خوش آب و هوائی است می و کوی خرابات
خود خوشتر از این آب و هوا را نتوان یافت ۵
درویش و فقیریم و ازین وجه غنی ایم
بی فقر ، یقین دان که غنا را نتوان یافت ۶
چشمی که نشد روشن از این دیده سید
بینا نبود نور لقا را نتوان یافت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۶ - بی سبب وصل یار نتوان یافت
گوهر بعدی:غزل ۴۱۸ - بلبل چو هوای گلستان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.