خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان مفاهیم عرفانی و معنوی میپردازد، از جمله جستجوی حقیقت، عشق الهی، و فراتر رفتن از ظواهر مادی. شاعر تأکید میکند که برخی حقایق را نمیتوان در کتابها یافت و برای درک آنها باید از قید و بندهای ظاهری رها شد. همچنین، متن به موضوعاتی مانند مستی معنوی، بیحجابی حقیقت، و ناتوانی در محاسبهی عشق الهی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی اصطلاحات مانند «مستی» و «خرابات» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
غزل ۴۱۵ - علم ما در کتاب نتوان یافت
علم ما در کتاب نتوان یافت
سر آب از شراب نتوان یافت ۱
بی حجاب است و خلق می گویند
حضرتش بی حجاب نتوان یافت ۲
چشم ما بحر در نظر دارد
به ازین بحر و آب نتوان یافت ۳
ما به شب آفتاب می بینیم
گر چه شب آفتاب نتوان یافت ۴
گنج عشقش حساب نتوان کرد
بی حسابش حساب نتوان یافت ۵
بگذر از نقش و از خیال مپرس
که خیالش به خواب نتوان یافت ۶
در خرابات همچو سید ما
رند و مست و خراب نتوان یافت ۷
سر آب از شراب نتوان یافت ۱
بی حجاب است و خلق می گویند
حضرتش بی حجاب نتوان یافت ۲
چشم ما بحر در نظر دارد
به ازین بحر و آب نتوان یافت ۳
ما به شب آفتاب می بینیم
گر چه شب آفتاب نتوان یافت ۴
گنج عشقش حساب نتوان کرد
بی حسابش حساب نتوان یافت ۵
بگذر از نقش و از خیال مپرس
که خیالش به خواب نتوان یافت ۶
در خرابات همچو سید ما
رند و مست و خراب نتوان یافت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۴ - علم ما در کتاب نتوان یافت
گوهر بعدی:غزل ۴۱۶ - بی سبب وصل یار نتوان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.