خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ستایش عشق میپردازد و آن را به عنوان جوهرهٔ زندگی، نور دیدگان، و سلطان دلها توصیف میکند. عشق به عنوان نیرویی جاودانه و فراتر از عقل معرفی میشود که هم عاشق و هم معشوق را در بر میگیرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۱۰ - عالم بدنست و عشق جانست
عالم بدنست و عشق جانست
جانست که در بدن روانست ۱
عشقست که عاشقست و معشوق
عشقست که عین این و آنست ۲
عشقست که نور دیدهٔ ماست
چون نور به چشم ما عیانست ۳
بنشسته به تخت دل چو شاهی
عشقست که پادشه نشانست ۴
عشقست که زنده دل از آنیم
عشقست که جان جاودانست ۵
عاشق چو غلام و عشق سلطان
عشقست که شاه عاشقانست ۶
عشقست که عقل بندهٔ اوست
عشقست که سید زمانست ۷
جانست که در بدن روانست ۱
عشقست که عاشقست و معشوق
عشقست که عین این و آنست ۲
عشقست که نور دیدهٔ ماست
چون نور به چشم ما عیانست ۳
بنشسته به تخت دل چو شاهی
عشقست که پادشه نشانست ۴
عشقست که زنده دل از آنیم
عشقست که جان جاودانست ۵
عاشق چو غلام و عشق سلطان
عشقست که شاه عاشقانست ۶
عشقست که عقل بندهٔ اوست
عشقست که سید زمانست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹ - میر میخانهٔ ما سید سر مستانست
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱ - کشتهٔ حضرت او زندهٔ جاویدانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.