خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به رابطهی عمیق بین جسم و روح، عشق و معشوق، و وحدت وجود میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق، جان عالم است و همهچیز از نور عشق سرچشمه میگیرد. همچنین، اشارهای به عظمت معشوق و جایگاه والای او دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۰۵ - جانست که در بدن روانست
جانست که در بدن روانست
عالم بدن است و عشق جانست ۱
تن زنده به جان و جان به جانان
دریاب که قول عاشقانست ۲
با صورت و معنئی که او راست
چه جای معانی و بیانست ۳
عشقست که عاشقان و معشوق
عشق ار داری همین همانست ۴
خورشید به ماه رو نموده
هر ذره که بینی آن چنانست ۵
در آینهٔ وجود عالم
آن نور به چشم ما عیانست ۶
سید شاه است و بنده بنده
او سید پادشه نشانست ۷
عالم بدن است و عشق جانست ۱
تن زنده به جان و جان به جانان
دریاب که قول عاشقانست ۲
با صورت و معنئی که او راست
چه جای معانی و بیانست ۳
عشقست که عاشقان و معشوق
عشق ار داری همین همانست ۴
خورشید به ماه رو نموده
هر ذره که بینی آن چنانست ۵
در آینهٔ وجود عالم
آن نور به چشم ما عیانست ۶
سید شاه است و بنده بنده
او سید پادشه نشانست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۴ - عالم بدن است و عشق جان است
گوهر بعدی:غزل ۳۰۶ - میخانه سرای عاشقان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.