خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوع عشق و عرفان میپردازد و میگوید میخانه محل عاشقان است و عشق، جان عالم است. عاشق و معشوق یکی هستند و در این مسیر، بیان و معانی دیگر جایگاهی ندارند. در مجلس عاشقان، تنها شراب و ساقی و رند مهم است. شاعر از نور عشق در چشم مستان سخن میگوید و اشاره میکند که این اشعار از دریای بیکران عرفان سرچشمه گرفتهاند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند شراب و میخانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
غزل ۳۰۶ - میخانه سرای عاشقان است
میخانه سرای عاشقان است
خود خلوت خاص عاشقانست ۱
عالم بدن است و عشق جانان
جان است که در بدن روانست ۲
عشقست که عاشق است و معشوق
در مذهب عاشقان چنان است ۳
با صورت و معنئی که او راست
چه جای معانی و بیان است ۴
جام است و شراب و رند و ساقی
در مجلس ما همین همان است ۵
در دیدهٔ مست ما نظر کن
نوری که به چشم ما عیان است ۶
این گوهر نظم نعمت الله
از بحر محیط بیکران است ۷
خود خلوت خاص عاشقانست ۱
عالم بدن است و عشق جانان
جان است که در بدن روانست ۲
عشقست که عاشق است و معشوق
در مذهب عاشقان چنان است ۳
با صورت و معنئی که او راست
چه جای معانی و بیان است ۴
جام است و شراب و رند و ساقی
در مجلس ما همین همان است ۵
در دیدهٔ مست ما نظر کن
نوری که به چشم ما عیان است ۶
این گوهر نظم نعمت الله
از بحر محیط بیکران است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۵ - جانست که در بدن روانست
گوهر بعدی:غزل ۳۰۷ - رندی که حریف عاشقان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.