خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و فداکاری بیحد شاعر به معشوق (جانان) است. شاعر تمام وجودش را وقف معشوق میکند و حتی بلاها و رنجها را به خاطر او میپذیرد. او معشوق را یگانه مقصود و مقام حقیقی دل میداند و عشق به او را بالاتر از هر چیزی قرار میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۹۴ - دل و جانم فدای جانان است
دل و جانم فدای جانان است
هرچه دارم برای جانان است ۱
دل که دم میزند ز سلطانی
چون غلامان گدای جانان است ۲
نیست بیگانه از خدا به خدا
عارفی کاشنای جانان است ۳
خلوت دل مقام حضرت اوست
دیگری کی به جای جانان است ۴
مبتلای بلا اگر نالد
راحت من بلای جانان است ۵
دل و جان را دهد به باد هوا
هر که او را هوای جانان است ۶
نعمةالله که جان من به فداش
جان گیتی نمای جانان است ۷
هرچه دارم برای جانان است ۱
دل که دم میزند ز سلطانی
چون غلامان گدای جانان است ۲
نیست بیگانه از خدا به خدا
عارفی کاشنای جانان است ۳
خلوت دل مقام حضرت اوست
دیگری کی به جای جانان است ۴
مبتلای بلا اگر نالد
راحت من بلای جانان است ۵
دل و جان را دهد به باد هوا
هر که او را هوای جانان است ۶
نعمةالله که جان من به فداش
جان گیتی نمای جانان است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۳ - ای که گوئی که ماهتاب آنست
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵ - درد دل ما دوای جان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.