خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رفتن خود به باغ نواب و سپس به حضور شخصی مهم (حضرتت) میگوید. او اشاره میکند که باغ به دلیل بیآبی شرمنده بود و از این شرمندگی، خودش به آب (اشک یا احساسات) تبدیل شد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۲۰ - صدرا دیشب به باغ نواب شدم
صدرا دیشب به باغ نواب شدم
امروز به حضرتت شرفیاب شدم ۱
آن باغ چو روی ناکسان آب نداشت
از خجلت بیآبی او آب شدم ۲
امروز به حضرتت شرفیاب شدم ۱
آن باغ چو روی ناکسان آب نداشت
از خجلت بیآبی او آب شدم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۹ - تا دل به هوای وصل جانان دادم
گوهر بعدی:رباعی ۲۱ - گاهی هوس بادهٔ رنگین دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.