خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و ستایش معشوق سخن میگوید. او معشوق را به عنوان منبع حیات و زیبایی توصیف میکند و از دوری از او و غمهای ناشی از آن مینالد. شاعر همچنین به عشق و خیال معشوق اشاره میکند و از لذتهای ناشی از این عشق سخن میگوید.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
غزل ۱۸۸۲ - آن کس که تو را بیند وان گه نظرش بر تن
آن کَس که تو را بیند وان گَهْ نَظَرش بَر تَن
زآیینه ندیدهست او اِلّا سِیَهیْ آهن ۱
از آبِ حَیاتِ تو دور است به ذاتِ تو
کَزْ کِبْر بَرآیَد او بالا مَثَلِ روغن ۲
پایِ تو چو جان بوسَد تا حَشْرْ لَبان لیسَد
از لَذَّتِ آن بوسه ای روتْ مَهِ روشن ۳
گفتم به دِلَم چونی؟ گفتا که در اَفْزونی
زیرا که خیالَش را هستم به خدا مَسکَن ۴
در سینه خیالِ او وانگاه غَم و غُصّه؟
در آبِ حَیاتِ او وان گَهْ خَطَرِ مُردن؟ ۵
زآیینه ندیدهست او اِلّا سِیَهیْ آهن ۱
از آبِ حَیاتِ تو دور است به ذاتِ تو
کَزْ کِبْر بَرآیَد او بالا مَثَلِ روغن ۲
پایِ تو چو جان بوسَد تا حَشْرْ لَبان لیسَد
از لَذَّتِ آن بوسه ای روتْ مَهِ روشن ۳
گفتم به دِلَم چونی؟ گفتا که در اَفْزونی
زیرا که خیالَش را هستم به خدا مَسکَن ۴
در سینه خیالِ او وانگاه غَم و غُصّه؟
در آبِ حَیاتِ او وان گَهْ خَطَرِ مُردن؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۸۱ - از چشمۀ جان ره شد در خانۀ هر مسکین
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸۳ - بی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.