خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر درد و غم عاشقانه و ناامیدی از معشوق است. شاعر از دل شکسته و غمهایش میگوید و اشاره میکند که معشوق با وجود ظاهر زیبا، باعث رنج او شده است. همچنین، به مفاهیم عرفانی مانند جستجوی گنج معنوی و ارتباط با ملائک اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۳۵۱ - آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد
آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد
نتواندم از بوتهٔ غم پاک بر آورد ۱
آن نشأیِ شوخی که بر آورد گل از شاخ
چون لاله مرا با جگر چاک بر آورد ۲
دود دلم از چشم بداندیش نهان است
با آن که سر از روزن افلاک بر آورد ۳
ذاتش هم خود روست، از آن غیرت معشوق
در بر رخ نظارهٔ ادراک بر آورد ۴
آن گنج که جوید ز ملایک دل عرفی
از عرش فرود آمد و از خاک بر آورد ۵
نتواندم از بوتهٔ غم پاک بر آورد ۱
آن نشأیِ شوخی که بر آورد گل از شاخ
چون لاله مرا با جگر چاک بر آورد ۲
دود دلم از چشم بداندیش نهان است
با آن که سر از روزن افلاک بر آورد ۳
ذاتش هم خود روست، از آن غیرت معشوق
در بر رخ نظارهٔ ادراک بر آورد ۴
آن گنج که جوید ز ملایک دل عرفی
از عرش فرود آمد و از خاک بر آورد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۰ - عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند
گوهر بعدی:غزل ۳۵۲ - هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.