خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق، درد و شوق سخن می‌گوید. شاعر از گرمای عشق و دل‌سوزی‌هایش می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود تمام دردها و رنج‌ها، هنوز هم گرمای عشق در دلش زنده است. همچنین، اشاره‌ای به شرم و حیا در بیان احساسات دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به‌کاررفته نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۵ - گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد

گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد
حال دل چیست که امشب به فغان گرم نشد ۱

ناوکی زد به دلم ، لیک چنان زآتش دل
تیز بگذشت که پیکانش از آن گرم نشد ۲

عرض کردند به ما روز ازل بود و نبود
جز به دل دیدهٔ ما در دو جهان گرم نشد ۳

آه ازین شرم که افسانه ای از آتش شوق
آمد از دل به زبانم که زبان گرم نشد ۴

وه چه گرمی است در این انجمن امشب که ز شرم
شمع و پروانه به هم صحبت آن گرم نشد ۵

منم آن تشنه لب عشق که صد دوزخ درد
گشت خالی و مرا کام و دهان گرم نشد ۶

گرم خونریزی، عرفی، ز فغان گشت، ولی
سببی داشت نهانی ، به همان گرم نشد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۴ - دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶ - نغمهٔ کز ره تاثیر به شیون نکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.