خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق و اشتیاق به معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا الهی باشد) میپردازد. شاعر از جانفشانی، صبر و انتظار برای وصال معشوق سخن میگوید و به مفاهیمی مانند فداکاری، عشق بیقید و شرط و ارتباط عمیق عاشق و معشوق اشاره دارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم مذهبی مانند کربلا و محشر نیز دیده میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از اشارات تاریخی و مذهبی برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۵۴ - دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید
دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید
رود صد بار جانم، با نفس ، بیرون و باز آید ۱
نهان هر نامنهٔ عجزی که بنویسم به لطف او
روان ناگشته ، محرم، صد جوابش پیش باز آید ۲
زند بر کربلا صد طعنه، فردا، عرصهٔ محشر
اگر نازت به آن هنکامه با این ترکتاز آید ۳
ملائک رابه داغ رشک مرغان هوا سوزد
به سوی دشت هر گه، با صدای طبل باز آید ۴
دل معشوق را ذوق است از همراهی عاشق
که گر محمود را گویی بیا، اول ایاز آید ۵
به ناز ونعمت جنت مناز، اندیشه کن، رضوان
که عرفی از بهشت درد، با آن برگ و ساز آید ۶
رود صد بار جانم، با نفس ، بیرون و باز آید ۱
نهان هر نامنهٔ عجزی که بنویسم به لطف او
روان ناگشته ، محرم، صد جوابش پیش باز آید ۲
زند بر کربلا صد طعنه، فردا، عرصهٔ محشر
اگر نازت به آن هنکامه با این ترکتاز آید ۳
ملائک رابه داغ رشک مرغان هوا سوزد
به سوی دشت هر گه، با صدای طبل باز آید ۴
دل معشوق را ذوق است از همراهی عاشق
که گر محمود را گویی بیا، اول ایاز آید ۵
به ناز ونعمت جنت مناز، اندیشه کن، رضوان
که عرفی از بهشت درد، با آن برگ و ساز آید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۳ - غم تو نیست، به عیش جهان که پردازد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۵ - گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.