خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند بیوفایی، مستی و عشق اشاره دارد. شاعر از شکستن دلهای شیشهای به دلیل بیوفایی میگوید و به مستی و بیخبری از دنیا اشاره میکند. همچنین، انتقادی به واعظ و محتسب دارد و بیان میکند که برخی به دنبال نامهای بیاساس هستند. در نهایت، به عرفی و پیمانهاش اشاره میشود که نمادی از عشق و مستی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۲۴۱ - چون سنگ وفا به دست گیرد
چون سنگ وفا به دست گیرد
بس شیشهٔ دل شکست گیرد ۱
بد مست شدم ، مگو که واعظ
آهنگ ترانه پست گیرد ۲
از محتسب آمد این که در خلد
مستم ز می الست گیرد ۳
ما را چه زیان که بهر خود شیخ
آن نامه که نیست هست گیرد ۴
می داغ شود دمی که عرفی
پیمانهٔ خود به دست گیرد ۵
بس شیشهٔ دل شکست گیرد ۱
بد مست شدم ، مگو که واعظ
آهنگ ترانه پست گیرد ۲
از محتسب آمد این که در خلد
مستم ز می الست گیرد ۳
ما را چه زیان که بهر خود شیخ
آن نامه که نیست هست گیرد ۴
می داغ شود دمی که عرفی
پیمانهٔ خود به دست گیرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۰ - آنم که تلخی ام ز غم افزون نوشته اند
گوهر بعدی:غزل ۲۴۲ - آن را که مراد حال باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.