خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر درد و رنج شاعر است که با غم و جنون آمیخته شده است. او از تلخیهای زندگی، رازهای نهفته در سینه، زیباییهای افسونگر، و خرابیهای دو جهان سخن میگوید. همچنین، به شهیدان خیال و لذتشناسی درد اشاره میکند. در نهایت، شاعر از درمان تلخیها با نوش لب میگون سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم، جنون، و درد نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
غزل ۲۴۰ - آنم که تلخی ام ز غم افزون نوشته اند
آنم که تلخی ام ز غم افزون نوشته اند
راز دلم به سینهٔ مجنون نوشته اند ۱
چون گم شود جنون، که مسیحا دمان حسن
حرز کرشمه بر لب افسون نوشته اند ۲
نرخ خرابی دو جهان می کند از آن
تاریخ های ناز تو بیرون نوشته اند ۳
بر لوح زار نام شهیدان خیال تو
لذت شناس زخم شبیخون نوشته اند ۴
آنم که ذوق دردشناسان غم، مرا
سرجوش لذت غم مجنون نوشته اند ۵
عرفی علاج تلخ دهانان هوشمند
بر نوش خندهٔ لب می گون نوشته اند ۶
راز دلم به سینهٔ مجنون نوشته اند ۱
چون گم شود جنون، که مسیحا دمان حسن
حرز کرشمه بر لب افسون نوشته اند ۲
نرخ خرابی دو جهان می کند از آن
تاریخ های ناز تو بیرون نوشته اند ۳
بر لوح زار نام شهیدان خیال تو
لذت شناس زخم شبیخون نوشته اند ۴
آنم که ذوق دردشناسان غم، مرا
سرجوش لذت غم مجنون نوشته اند ۵
عرفی علاج تلخ دهانان هوشمند
بر نوش خندهٔ لب می گون نوشته اند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹ - آن چنان زآتش بیداد مرا می سوزد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱ - چون سنگ وفا به دست گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.