خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان احساسات و تفکرات شاعرانه درباره عشق، رنج، آرزوها و زندگی میپردازد. شاعر از حالات درونی خود سخن میگوید و به مسائلی مانند عشق ناکام، دردهای ناگفتنی، و زیباییهای زندگی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'دردهای ناگفتنی' و 'عشق ناکام' نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارند.
غزل ۲۴۲ - آن را که مراد حال باشد
آن را که مراد حال باشد
کی رغبت قیل و قال باشد ۱
آن جرعه که دُرد شکوه دارد
در ساغر من زلال باشد ۲
از شغل غمی که گفتنی نیست
گویم به تو گر محال باشد ۳
هر نفس که در بهشت بینم
در کارگه خیال باشد ۴
نقشی که نظاره بر نتابد
می جویم و آن وصال باشد ۵
چون کینه ز طبع دوستانت
مهر از دل او محال باشد ۶
عمر تو که عید زندگانیست
آرایش ماه و سال باشد ۷
گفتی گله کرده ای ز جورم
بهتان چنین ملال باشد ۸
کی رغبت قیل و قال باشد ۱
آن جرعه که دُرد شکوه دارد
در ساغر من زلال باشد ۲
از شغل غمی که گفتنی نیست
گویم به تو گر محال باشد ۳
هر نفس که در بهشت بینم
در کارگه خیال باشد ۴
نقشی که نظاره بر نتابد
می جویم و آن وصال باشد ۵
چون کینه ز طبع دوستانت
مهر از دل او محال باشد ۶
عمر تو که عید زندگانیست
آرایش ماه و سال باشد ۷
گفتی گله کرده ای ز جورم
بهتان چنین ملال باشد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۱ - چون سنگ وفا به دست گیرد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۳ - نگرفتم از تو جامی، سرم این خمار دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.