خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از احساسات پیچیدهای مانند عشق، نفرت، تنهایی و جستجوی معنویت سخن میگوید. او از تضادهای درونی خود، مانند میل به معشوق و نفرت از خود، و همچنین از بیگانگی در روابط و جستجوی حقیقت فراتر از عادتها مینویسد.
متن دارای مضامین پیچیدهای مانند تضادهای عاطفی، تحلیل روابط انسانی و مفاهیم انتزاعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عمیق، فهم متن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند.
غزل ۵۸ - هر گاه که از مهر به کین میل تو بیش است
هر گاه که از مهر به کین میل تو بیش است
اول نمک سینه ی ما باش که ریش است ۱
معشوق در آغوش و مرا آیینه در کف
از بس که دلم شیفته ی زشتی خویش است ۲
زندان بود آمیزش آن کز ره عادت
در کشمکش صحبت بیگانه و خویش است ۳
دانم که شفیق اند طبیبان همگی، لیک
مرهم که نه معشوق نهد دشمن ریش است ۴
با کعبه روان انس نگیرد دل عرفی
دایم قدمی چند ازین قافله پیش است ۵
اول نمک سینه ی ما باش که ریش است ۱
معشوق در آغوش و مرا آیینه در کف
از بس که دلم شیفته ی زشتی خویش است ۲
زندان بود آمیزش آن کز ره عادت
در کشمکش صحبت بیگانه و خویش است ۳
دانم که شفیق اند طبیبان همگی، لیک
مرهم که نه معشوق نهد دشمن ریش است ۴
با کعبه روان انس نگیرد دل عرفی
دایم قدمی چند ازین قافله پیش است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷ - تا روی دل فروز تو بستان آتش است
گوهر بعدی:غزل ۵۹ - شب عشاق ز روز دگران در پیش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.