خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق، مرگ، فراموشی و رنجهای زندگی سخن میگوید. او عقل و منطق را در برابر احساسات و غمهایش ناتوان میداند و به بیثمری تلاشهای عرفی اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین اشاره به مرگ و رنجهای وجودی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۹ - شب عشاق ز روز دگران در پیش است
شب عشاق ز روز دگران در پیش است
مرگ این طایفه، بسیار، ز جان در پیش است ۱
من همان روز که جولان تو دیدم گفتم
که فراموشی ام ز دست و عنان در پیش است ۲
چه غم از پرده دری های نمیم است مرا
که بر انداختن نام و نشان در پیش است ۳
برو ای عقل منه منطق و حکمت پیشم
که مرا نسخه ی غم های فلان در پیش است ۴
رفت عرفی ز پی عقل و به جایی نرسید
گر چه صد مرحله ی کون و مکان در پیش است ۵
مرگ این طایفه، بسیار، ز جان در پیش است ۱
من همان روز که جولان تو دیدم گفتم
که فراموشی ام ز دست و عنان در پیش است ۲
چه غم از پرده دری های نمیم است مرا
که بر انداختن نام و نشان در پیش است ۳
برو ای عقل منه منطق و حکمت پیشم
که مرا نسخه ی غم های فلان در پیش است ۴
رفت عرفی ز پی عقل و به جایی نرسید
گر چه صد مرحله ی کون و مکان در پیش است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸ - هر گاه که از مهر به کین میل تو بیش است
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - برو مسیح که فکر فراغ من غلط است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.