خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از عرفی شیرازی، با استفاده از استعاره‌های آتش و داغ، به توصیف عشق و شیدایی می‌پردازد. شاعر از جمال معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق سخن می‌گوید و عشق را به آتشی تشبیه می‌کند که جان و جهان را فرا گرفته است.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استعاره‌های پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'آتش' و 'داغ' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۷ - تا روی دل فروز تو بستان آتش است

تا روی دل فروز تو بستان آتش است
دل نغمه سنج گلستان آتش است ۱

یارب چه آتشی تو که چندین هزار داغ
از شعله ی جمال تو در جان آتش است ۲

گر مست حیرتیم ز روی تو دور نیست
آتش پرست واله و حیران آتش است ۳

افسرده را نصیب نباشد دل کباب
آن یابد این نواله که مهمان آتش است ۴

ای طائر بهشت ز باغ دلم حذر
کاین لاله زار داغ گلستان آتش است ۵

خون شهید عشق جهان را فرو گرفت
کشتی مساز نوح که طوفان آتش است ۶

مستم به محفلی که در او آتش جحیم
ته جرعه ای ز ساغر مستان آتش است ۷

افتاد دامن دل عرفی به دست عشق
یعنی که دست شعله به دامان آتش است ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶ - عهد حسنش روزگار دستبرد آتش است
گوهر بعدی:غزل ۵۸ - هر گاه که از مهر به کین میل تو بیش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.