خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

پیرمردی به او پیشنهاد می‌شود که زن بگیرد، اما او با استدلال‌های مختلف از این کار امتناع می‌کند. ابتدا می‌گوید که با پیرزنان عیشی نیست و سپس وقتی به او پیشنهاد می‌شود که زن جوان بگیرد، پاسخ می‌دهد که جوانان با پیران دوستی ندارند. در نهایت، او اشاره می‌کند که برای جلب توجه یک زن، زور (قدرت) مهم‌تر از زر (ثروت) است و گوشت برای او جذاب‌تر از ده من گندم است.

متن دارای مفاهیم اجتماعی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استدلال‌های استفاده‌شده نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارند.

مشاهده کامل

حکایت ۸ - پیرمرد‌ی را گفتند: چرا زن نکنی

پیرمرد‌ی را گفتند: چرا زن نکنی؟

گفت: با پیرزنانم عیشی نباشد.

گفتند: جوانی بخواه چو مکنت داری.

گفت: مرا که پیرم با پیرزنان الفت نیست. پس او را که جوان باشد با من که پیرم چه دوستی صورت بندد؟

پِرِ هَفتا ثَله جُونی می‌کُند
عَشْغِ مقْری وَ خُیْ بِنی چِشِ رُوشْت ۱

زور باید نه زر، که بانو را
گَزَر‌ی دوست‌تر که ده من گوشت ۲
تعداد ابیات: ۲ ۷۹۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۷ - توانگری بخیل را پسری رنجور بود
گوهر بعدی:حکایت ۹ - شنیده‌ام که در این روزها کهن پیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.