متن درباره مردی بخیل است که پسرش بیمار است. مردم به او پیشنهاد میکنند که برای شفای پسرش ختم قرآن یا قربانی انجام دهد، اما او به دلیل بخل، مصحف مهجور (قرآن بیاستفاده) را ترجیح میدهد. صاحب دلی اشاره میکند که این انتخاب به این دلیل است که قرآن بر زبان مردم جاری است اما پول در دلشان جای دارد. مردم برای یک دینار مانند خر در گل میمانند، اما برای خواندن سورهای کوچک مانند الحمد حاضرند صد بار آن را بخوانند.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی است که درک آن نیاز به تجربه و شناخت کافی از مسائل انسانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
حکایت ۷ - توانگری بخیل را پسری رنجور بود
صاحبدلی بشنید و گفت: ختمش به علت آن اختیار آمد که قرآن بر سرِ زبان است و زر در میانِ جان.
دریغا گردنِ طاعت نهادن
گرش همراه بودی دست دادن ۱
به دیناری چو خر در گِل بمانند
ور الحمدی بخواهی صد بخوانند ۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.