خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شخصی در خرید خانهای مردد بود. یک یهودی که خود را از بزرگان محل معرفی کرد، گفت خانه هیچ عیبی ندارد و او میتواند در مورد آن توضیح دهد. خریدار پاسخ داد که تنها مشکل این خانه همسایه بودن اوست و خانهای که چنین همسایهای دارد، ارزش کمی دارد، اما امیدوار است پس از مرگ همسایه، ارزش خانه افزایش یابد.
متن دارای طنز و کنایهای است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات اجتماعی و اخلاقی مطرح شده برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
حکایت ۹ - در عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت
در عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایانِ این محلّتم؛ وصفِ این خانه چنان که هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایهٔ منی!
خانهای را که چون تو همسایه است
ده درم سیمِ بد عیار ارزد ۱
لکن امّیدوار باید بود
که پس از مرگِ تو هزار ارزد ۲
خانهای را که چون تو همسایه است
ده درم سیمِ بد عیار ارزد ۱
لکن امّیدوار باید بود
که پس از مرگِ تو هزار ارزد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۸ - تنی چند از بندگانِ محمود گفتند حسنِ میمندی را که
گوهر بعدی:حکایت ۱۰ - یکی از شعرا پیشِ امیرِ دزدان رفت و ثَنایی بر او بگفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.