خلاصه و ردهبندی سنی
14+
حسن میمندی از بندگان محمود، در پاسخ به پرسش دربارهٔ گفتگویش با سلطان، اشاره میکند که برخی سخنان را نباید بازگو کرد و اهل معرفت میدانند چه زمانی سکوت کنند. او تأکید میکند که نباید اسرار شاه را فاش کرد.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و سیاسی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و تاریخی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
حکایت ۸ - تنی چند از بندگانِ محمود گفتند حسنِ میمندی را که
تنی چند از بندگانِ محمود گفتند حسنِ میمندی را که: سلطان امروز تو را چه گفت در فلان مصلحت؟ گفت: بر شما هم پوشیده نباشد. گفتند: آنچه با تو گوید، به امثالِ ما گفتن روا ندارد. گفت: به اعتمادِ آن که داند که نگویم، پس چرا همیپرسید؟
نه هر سخن که برآید، بگوید اهلِ شناخت
به سرِّ شاه سر خویشتن نشاید باخت ۱
نه هر سخن که برآید، بگوید اهلِ شناخت
به سرِّ شاه سر خویشتن نشاید باخت ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۷ - یکی را از حکما شنیدم که میگفت: هرگز کسی به جهلِ خویش اقرار نکرده است
گوهر بعدی:حکایت ۹ - در عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.