خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، یکی از مشایخ شام درباره حقیقت تصوف میگوید که در گذشته صوفیان ظاهری پریشان اما باطنی جمعگشته داشتند، اما اکنون ظاهری آراسته و باطنی پریشان دارند. او اشاره میکند که وقتی دل انسان به دنیا وابسته شود، دیگر خلوت با خدا و آرامش معنوی ممکن نیست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مفاهیم دچار مشکل شوند.
حکایت ۲۵ - یکی را از مشایخ شام پرسیدند از حقیقتِ تصوّف
یکی را از مشایخ شام پرسیدند از حقیقتِ تصوّف؛
گفت: پیش از این طایفهای در جهان بودند بهصورت پریشان و بهمعنی جمع، اکنون جماعتی هستند بهصورت جمع و بهمعنی پریشان.
چو هر ساعت از تو به جایی رود دل
به تنهایی اندر، صفایی نبینی ۱
ورت جاه و مال است و زَرع و تجارت
چو دل با خدای است، خلوتنشینی ۲
گفت: پیش از این طایفهای در جهان بودند بهصورت پریشان و بهمعنی جمع، اکنون جماعتی هستند بهصورت جمع و بهمعنی پریشان.
چو هر ساعت از تو به جایی رود دل
به تنهایی اندر، صفایی نبینی ۱
ورت جاه و مال است و زَرع و تجارت
چو دل با خدای است، خلوتنشینی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۲۴ - پیشِ یکی از مشایخ گله کردم که: فلان به فَسادِ من گواهی داده است
گوهر بعدی:حکایت ۲۶ - یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.