خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعرگونه به موضوعاتی مانند بی‌ارزشی ظاهری در مقابل ارزش واقعی، اهمیت تلاش و رنج برای رشد، ناپایداری دنیا، تأمل درونی و خودشناسی، و بی‌معنایی برخی تلاش‌های مادی می‌پردازد. شاعر از استعاره‌هایی مانند مور، مگس، سگ دیوانه، و خرقه برای انتقال مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی استفاده کرده است.

مفاهیم عمیق فلسفی و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و بی‌معنایی زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۸۷ - سفله با جاه نیزهیچکس است

سفله با جاه نیزهیچکس است
مور اگر پر برآورد مگس است ۱

نفس را بی‌شکنجه مگذارید
سگ‌ دیوانه مصلحش مرس است ۲

خفت اهل شرم بیباکی‌ست
چون پرد چشم پایمال خس است ۳

منفعل نیست خلق هرزه معاش
دو جهان یک دماغ بوالهوس است ۴

بر امید گشاد عقدهٔ کار
چشم اگر باز کرده‌ایم بس است ۵

خون افسرده‌ایم باقی هیچ
خرقهٔ‌ ما چو پوست بر عدس است ۶

فرصت رفته نیست باب سراغ
کاروان خیال بی‌جرس است ۷

آینه نسبتی به دل دارد
که مقام تأمل نفس است ۸

مفلسان را، ز عالم اسباب
تاگریبان تمام دسترس است ۹

هرکه جست از عدم به‌هستی ساخت
یک قدم پیش آشیان نفس است ۱۰

بیدل از خاک می‌رویم به باد
غیر ازین‌نیست‌آنچه پیش‌و پس است ۱۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۱ ۴۸۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۶ - از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
گوهر بعدی:غزل ۴۸۸ - بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.