خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، عشق الهی، صبر در برابر سختی‌ها و بی‌اعتباری دنیا می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر زیبا، مفاهیم عمیق عرفانی را بیان می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند و آن‌ها را درک نمایند.

مشاهده کامل

غزل ۴۸۸ - بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است

بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
طوق‌گردن همچو قمری خط جام ما بس است ۱

غیر داغ آرایش دل نیست مجنون مرا
جوهرآیینهٔ این دشت نقش پا بس است ۲

گر بساط راحت جاوید باید چیدنت
یک نفس مقدار در آیینهٔ دل جا بس است ۳

می‌پرستان فارغند از عرض اسباب‌کمال
موج‌صهبا جوهر آیینهٔ مینا بس است ۴

هرزه زین توفان به روی آب نتوان آمدن
گوهر ما راکنار عافیت دریا بس است ۵

عرض هستی‌گر به این خجلت‌گشاید بال ناز
گرد پروازت همان در بیضهٔ عنقا بس است ۶

در بساط دهرکم فرصت چه پردازدکسی
بهر خجلت‌گر نباشد حاجت استغنا بس است ۷

داغ نیرنگیم تاب آتش دیگرکراست‌؟
دوزخ امروز ما اندیشهٔ فردا بس است ۸

حاجت سنگ حوادث نیست درآزار ما
موی‌سرچون‌کاسهٔ چینی‌شکست‌مابس است ۹

یک شرر برق جنون‌کار دو عالم شکند
انتقام از هرچه خواهی آتش سودا بس است ۱۰

گرنباشد سازگلگشت چمن بیدل چه غم
بادیان‌کشتی من دامن صحرا بس است ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۷ - سفله با جاه نیزهیچکس است
گوهر بعدی:غزل ۴۸۹ - عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.