خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر و استعارههای پیچیده، به موضوعاتی مانند عشق، زیبایی، ناپایداری زندگی، و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند گل، سبزه، و آهو برای بیان احساسات عمیق استفاده میکند و بر بیقدری انسان در برابر جبر زمان و عشق تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۴ - مکن ز شانه پریشان دماغگیسو را
مکن ز شانه پریشان دماغگیسو را
مچین به چین غضب آستین ابرورا ۱
نگاه را مژهات نیست مانع وحشت
به سبزهای نتوان بست راه آهو را ۲
به کنه مطلب عشاق راه بردن نیست
گل خیال تو بیرون نمیدهد بو را ۳
سریکه نشئهپرست دماغ استغناست
بهکیمیا ندهد خاک آن سرکو را ۴
عتاب لالهرخان عرض جوهر ذاتیست
ز شعلهها نتوان بردگرمی خو را ۵
کجا بهکشتن ما حسن میکندتقصیر
که زیر تیغ نشاندهست نرگس او را ۶
خط غرور مخوان آنقدر ز لوح هوا
یکی مطالعهکن سرنوشت زانو را ۷
خجالت من و ما آبیار مزرع ماست
عرق سحاب بهاراست رستن مو را ۸
چو سایهعمر به افتادگی گذشت اما
به هیچ جای نکردیمگرم پهلو را ۹
به دامن شب ما از سحر مگیر سراغ
بیاض دیده به خواب است چشم آهو را ۱۰
ز پیچ وتاب میانش بیان مکن بیدل
به چشم مردم عالم میفکن این مو را ۱۱
مچین به چین غضب آستین ابرورا ۱
نگاه را مژهات نیست مانع وحشت
به سبزهای نتوان بست راه آهو را ۲
به کنه مطلب عشاق راه بردن نیست
گل خیال تو بیرون نمیدهد بو را ۳
سریکه نشئهپرست دماغ استغناست
بهکیمیا ندهد خاک آن سرکو را ۴
عتاب لالهرخان عرض جوهر ذاتیست
ز شعلهها نتوان بردگرمی خو را ۵
کجا بهکشتن ما حسن میکندتقصیر
که زیر تیغ نشاندهست نرگس او را ۶
خط غرور مخوان آنقدر ز لوح هوا
یکی مطالعهکن سرنوشت زانو را ۷
خجالت من و ما آبیار مزرع ماست
عرق سحاب بهاراست رستن مو را ۸
چو سایهعمر به افتادگی گذشت اما
به هیچ جای نکردیمگرم پهلو را ۹
به دامن شب ما از سحر مگیر سراغ
بیاض دیده به خواب است چشم آهو را ۱۰
ز پیچ وتاب میانش بیان مکن بیدل
به چشم مردم عالم میفکن این مو را ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۳ - سرمه سنگین نکند شوخی چشم اورا
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵ - کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.