خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر عرفانی از بیدل به موضوعاتی مانند معرفت، وارستگی، رازداری و تأمل در زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر زیبا، مفاهیمی مانند نقص و کمال، ظاهر و باطن، و ارزش سکوت و تأمل را بیان می‌کند. او همچنین به خطرات اظهار فضل و رازگشایی بی‌موقع اشاره می‌کند و بر اهمیت پنهان نگه داشتن اسرار درونی تأکید دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه کافی از زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۴۵ - کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را

کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
گنبد دستارکو بردارد آواز تو را ۱

جزصدای لفظ‌نامربوط او معنی‌کجاست
نغمهٔ دولاب آهنگی بود ساز تو را ۲

پیری و طفلی بجا، نقص وکمال توام‌اند
نیست چندان امتیاز انجام و آغاز تو را ۳

درتغافل هم‌نگه می‌پروردبی‌شیوه نیست
سرمهٔ نیرنگ باشد چشم غمازتو را ۴

می‌کندقطع سخن‌، اظهارفضلش آفت‌است
جز بریدن‌کی بود حرفی لب‌گازتو را ۵

ازتماشا حیرت بی‌بهره چون آیینه است
شوق بینایی نباشد دیدهٔ باز تو را ۶

تا نگردد فاش سرّ مستی‌ات مگشای چشم
چون پری‌کاین شیشه ظاهرمی‌کند رازتورا ۷

خم شد از بارتعلق قامتت زیبنده نیست
دعوی وارستگی چون سرو انداز تو را ۸

بیدل ارباب تأمل با عروجت چون‌کنند
آشیان برتر بود از رنگ پرواز تو را ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۴ - مکن ز شانه پریشان دماغ‌گیسو را
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶ - حسن شرم آیینه داند روی تابان ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.