خلاصه و ردهبندی سنی
12+
این متن شعری است که به زیباییهای طبیعت، به ویژه گلها و تأثیر آنها بر روح و روان انسان میپردازد. شاعر از گل به عنوان نماد زیبایی، عشق و پیامآور بهار یاد میکند و ارتباط عمیق انسان با طبیعت را توصیف مینماید. همچنین، از گل به عنوان پیامآور عقل و جان و نمادی از جمال و کمال یاد شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۱۳۴۸ - امروز روز شادی و امسال سال گل
امروزْ روزِ شادی و امسالْ سالِ گُل
نیکوست حالِ ما، که نِکو باد حالِ گُل ۱
گُل را مَدَد رَسید زِگُلْزارِ رویِ دوست
تا چَشمِ ما نَبیند دیگر زَوالِ گُل ۲
مَست است چَشمِ نرگس و خَندانْ دَهانِ باغ
از کَرّو فَرّو رونَق و لُطف و کَمالِ گُل ۳
سوسنْ زبان گُشاده و گفته به گوشِ سَرو
اسرارِ عشقِ بُلبُل و حُسنِ خِصالِ گُل ۴
جامه دَران رَسید گُل از بَهرِ دادِ ما
زان میدَریم جامه به بویِ وصالِ گُل ۵
گُل آن جهانیست نگُنجَد دَرین جهان
در عالَمِ خیال چه گُنجَد خیالِ گُل؟ ۶
گُل کیست؟ قاصدیست زِبُستانِ عقل و جان
گُل چیست؟ رُقعهییست زِجاه و جَمالِ گُل ۷
گیریم دامَنِ گُل و هَمراهِ گُل شویم
رَقصان هَمیرَویم به اصل و نِهالِ گُل ۸
اصل و نِهالِ گُل، عَرَقِ لُطفِ مُصطَفاست
زان صَدْر بَدْر گردد آن جا هِلالِ گُل ۹
زنده کنند و باز پَر و بالِ نو دَهَند
هرچند بَرکَنید شما پَرّ و بالِ گُل ۱۰
مانندِ چار مُرغِ خَلیل از پِیِ فَنا
در دَعوتِ بهار بِبین اِمْتِثالِ گُل ۱۱
خاموش باش و لَب مَگُشا خواجه غُنچه وار
میخَند زیرِ لبْ تو به زیرِ ظِلالِ گُل ۱۲
نیکوست حالِ ما، که نِکو باد حالِ گُل ۱
گُل را مَدَد رَسید زِگُلْزارِ رویِ دوست
تا چَشمِ ما نَبیند دیگر زَوالِ گُل ۲
مَست است چَشمِ نرگس و خَندانْ دَهانِ باغ
از کَرّو فَرّو رونَق و لُطف و کَمالِ گُل ۳
سوسنْ زبان گُشاده و گفته به گوشِ سَرو
اسرارِ عشقِ بُلبُل و حُسنِ خِصالِ گُل ۴
جامه دَران رَسید گُل از بَهرِ دادِ ما
زان میدَریم جامه به بویِ وصالِ گُل ۵
گُل آن جهانیست نگُنجَد دَرین جهان
در عالَمِ خیال چه گُنجَد خیالِ گُل؟ ۶
گُل کیست؟ قاصدیست زِبُستانِ عقل و جان
گُل چیست؟ رُقعهییست زِجاه و جَمالِ گُل ۷
گیریم دامَنِ گُل و هَمراهِ گُل شویم
رَقصان هَمیرَویم به اصل و نِهالِ گُل ۸
اصل و نِهالِ گُل، عَرَقِ لُطفِ مُصطَفاست
زان صَدْر بَدْر گردد آن جا هِلالِ گُل ۹
زنده کنند و باز پَر و بالِ نو دَهَند
هرچند بَرکَنید شما پَرّ و بالِ گُل ۱۰
مانندِ چار مُرغِ خَلیل از پِیِ فَنا
در دَعوتِ بهار بِبین اِمْتِثالِ گُل ۱۱
خاموش باش و لَب مَگُشا خواجه غُنچه وار
میخَند زیرِ لبْ تو به زیرِ ظِلالِ گُل ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۴۷ - سوی آن سلطان خوبان الرحیل
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴۹ - تا نزند آفتاب، خیمهٔ نور جلال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.