این متن شعری است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند راستی، وعدهها، و حقیقت سخن میگوید. او از مخاطب میخواهد که راستگو باشد و به وعدههایش عمل کند. همچنین، شاعر به فضول بودن و دروغگویی اشاره میکند و بیان میکند که این رفتارها ارزشی ندارند. در پایان، شاعر از شمس تبریزی یاد میکند و از او میخواهد که نشانهای از حقیقت را بیان کند.
این متن شامل مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژهها و مفاهیم پیچیدهتر مانند عرفان و اخلاقیات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر دیده میشود.
غزل ۱۳۲۰ - اندرآ با ما، نشان ده راستک
ماجَرا را در میان نِهْ راستَک ۱
چون کَمانی با من آخِر پیش آ
همچو تیری کَایَد از زِهْ راستَک ۲
ای فُضولی، سو به سو چندین مَجِه
وَرْ جَهی، باری بُرون جِهْ راستَک ۳
دِهْ خدایی نیست جُز تو هیچ کَس
کو بگوید حالِ این دِهْ راستَک ۴
چون تو آدینه نخواهی آمدن
وَعده مان دِهْ روزِ شنبهْ راستَک ۵
در دروغ و مَکْرْ ذوقی هست، لیک
آن نمیاَرْزَد، همان بِهْ راستَک ۶
گَر بِدیدی شَمسِ تبریزی بگو
یک نشان با کِهْترین کِهْ راستَک ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.