خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از عشق و فریب‌های معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که دل ساده‌اش در برابر مکر و حیله‌های معشوق آسیب دیده است. او از شب‌هایی که در انتظار وصال گذشت و از عقل‌اش که در برابر عشق تسلیم شد، سخن می‌گوید.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عشق و رنج‌های ناشی از آن است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۹۹۸ - آتش عشق تو قلاووز شد

آتشِ عشقِ تو قَلاووز شُد
دوش دِلَم سویِ دِلْ اَفْروز شُد ۱

چون به سُخن داشت مرا دوش یار
چون به دَمِ گَرم جِگَرسوز شُد ۲

من چه زَنَم با دَم و با مَکْرِ او؟
کو به دَغَل بر همه پیروز شُد ۳

این دلِ من ساده و بی‌مَکْر بود
دید دَغَل‌هاش بَدآموز شُد ۴

هر چه به عالَم خوشیِ شَهوت است
هَمچو پَنیر آفتِ هر یوز شُد ۵

آه که شب جُمله دَرین وَعده رفت
بوسه دِهَم بوسه دِهَم روز شد ۶

یارِ بِرِهنه به قَبا مَیل کرد
عقلْ دِگَربار کَمَردوز شُد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۹۷ - پیرهن یوسف و بو می‌رسد
گوهر بعدی:غزل ۹۹۹ - از سوی دل لشکر جان آمدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.