خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شمع میگوید که ثروتش ناپایدار بود و مانند پردهای از زنبور عسل از بین رفت. اما نوری که از او به جهان تابید، باعث شد که همهی نورها به او برسد.
متن دارای مفاهیم تمثیلی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند از عمق معنایی آن بهرهمند شوند.
شماره ۸۳ - شمع آمد و گفت: دولتم دوری بود
شمع آمد و گفت: دولتم دوری بود
کان شد که مرا پردهٔ زنبوری بود ۱
نوری که از او کار جهان نور گرفت
زان نور نصیب من همه نوری بود ۲
کان شد که مرا پردهٔ زنبوری بود ۱
نوری که از او کار جهان نور گرفت
زان نور نصیب من همه نوری بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - شمع آمد و گفت: کشتهٔ هر روزم
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - شمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.