خلاصه و ردهبندی سنی
14+
شمع از سوختن هر روزه و روشن کردن شبها میگوید و سپس از هوس سوزی که به سرش افتاده و اکنون از سرش بیرون آمده سخن میراند.
متن دارای مفاهیم نمادین و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین، استفاده از واژگان و ترکیبات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۸۲ - شمع آمد و گفت: کشتهٔ هر روزم
شمع آمد و گفت: کشتهٔ هر روزم
شب میسوزم که انجمن افروزم ۱
گفتم: هوس سوز در افتد به سرم
اکنون باری ز سر درآمد سوزم ۲
شب میسوزم که انجمن افروزم ۱
گفتم: هوس سوز در افتد به سرم
اکنون باری ز سر درآمد سوزم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - شمع آمد و گفت: زخم خوردم بر سر
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - شمع آمد و گفت: دولتم دوری بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.