خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شمع از سوختن و فداکاری خود در راه رسیدن به آرزوهایش میگوید و آرزو میکند که سرش بریده شود تا بتواند در غم خود بگرید.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به بریدن سر میتواند برای برخی از سنین پایین نگرانکننده باشد.
شماره ۸۴ - شمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویش
شمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویش
باری بکنم به کام دل ماتمِ خویش ۱
ای کاش سرم میببریدی هر دم
تا بر زانو نهادمی در غمِ خویش ۲
باری بکنم به کام دل ماتمِ خویش ۱
ای کاش سرم میببریدی هر دم
تا بر زانو نهادمی در غمِ خویش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - شمع آمد و گفت: دولتم دوری بود
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - شمع آمد و گفت: دوربین باید بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.