خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شخصی در شب از عشق و رنج خود می‌گوید و آرزو می‌کند که شب را با عشقش بگذراند. اما پیش از آنکه سخنانش تمام شود، صبح می‌شود و روزش به پایان می‌رسد.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۲ - دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم

دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم
وقت است که امشبیت جان افروزم ۱

دردا که هنوز در دهن داشت سخن
خود صبح برآمد و فرو شد روزم ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۲۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - دوش آن بت مستم به طلب آمده بود
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - چندان که به ناله میگشایم لب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.