خلاصه و ردهبندی سنی
12+
گل از ریزش برگهایش و پایان عمرش سخن میگوید و افسوس میخورد که با وجود داشتن صد برگ، اکنون بیبرگ شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و احساسی درباره گذر عمر و مرگ است که ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این موضوعات ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۴ - گل گفت که رفتنم یقین افتادست
گل گفت که رفتنم یقین افتادست
یک یک ورقم فرا زمین افتادست ۱
از عمرِ عزیز اگرچه صد برگم من
بی برگ فتادهام، چنین افتادست ۲
یک یک ورقم فرا زمین افتادست ۱
از عمرِ عزیز اگرچه صد برگم من
بی برگ فتادهام، چنین افتادست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - گل بین که گلابِ ابر میدارد دوست
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - گل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.