خلاصه و ردهبندی سنی
15+
گل از کوتاهی عمر خود شکایت میکند و میگوید ابر با بارانش او را میشوید. بلبل با شنیدن این سخن به گریه میافتد، گویی که هر روز خون دل میخورد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'خون به خون شستن' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵ - گل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُست
گل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُست
آن دست همی ز عمر کوتاهم شُست ۱
بلبل بر گل ازین سخن زار گریست
یعنی همه روز خون به خون خواهم شُست ۲
آن دست همی ز عمر کوتاهم شُست ۱
بلبل بر گل ازین سخن زار گریست
یعنی همه روز خون به خون خواهم شُست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - گل گفت که رفتنم یقین افتادست
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - گل گفت که دست زرفشان آوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.