خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که جانش از ناآگاهی و ناتوانی رنج میبرد و هر روز با مشکلات بیشتری روبرو میشود، اما راهی برای رهایی از این ضعف نمییابد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، مفهوم یأس و ناامیدی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر سنگین باشد.
شماره ۷ - جانم چو ز کنهِ کار آگاه نبود
جانم چو ز کنهِ کار آگاه نبود
نومید ز خود گاه بُد و گاه نبود ۱
هر روز هزار پرده از هم بدرید
وز پردهٔ عجز برترش راه نبود ۲
نومید ز خود گاه بُد و گاه نبود ۱
هر روز هزار پرده از هم بدرید
وز پردهٔ عجز برترش راه نبود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - دردا که دلم سایهٔ اقبال ندید
گوهر بعدی:شماره ۸ - تا خرقهٔ سروری ز سر بفکندیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.