خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناکامیها و ناامیدیهای خود میگوید و بیان میکند که در زندگیاش جز مشکلات و اشک چیزی ندیده است. او احساس میکند که تمام تلاشهایش بیثمر بوده و تنها چیزی که به دست آورده، بیهودگی است.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۶ - دردا که دلم سایهٔ اقبال ندید
دردا که دلم سایهٔ اقبال ندید
در حلق به جز حلقهٔ اشکال ندید ۱
خاک دو جهان برُفت و صد باره ببیخت
جز باد هوا بر سر غربال ندید ۲
در حلق به جز حلقهٔ اشکال ندید ۱
خاک دو جهان برُفت و صد باره ببیخت
جز باد هوا بر سر غربال ندید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - عشق تو که ذرّه ذرّه تابنده بدوست
گوهر بعدی:شماره ۷ - جانم چو ز کنهِ کار آگاه نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.