خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از کنار گذاشتن غرور و تکبر و پذیرش فروتنی و عجز خود سخن میگوید. او اشاره میکند که با وجود تلاشهای گذشته برای نمایش قدرت، امروز به ضعف خود اعتراف کرده و تسلیم شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸ - تا خرقهٔ سروری ز سر بفکندیم
تا خرقهٔ سروری ز سر بفکندیم
خود را ز نظر چو خاک در بفکندیم ۱
هر چند زلاف،تیغ بر میغ زدیم
امروز ز عجز خود، سپر بفکندیم ۲
خود را ز نظر چو خاک در بفکندیم ۱
هر چند زلاف،تیغ بر میغ زدیم
امروز ز عجز خود، سپر بفکندیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - جانم چو ز کنهِ کار آگاه نبود
گوهر بعدی:شماره ۹ - چون دیده سپید شد نظر چند کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.