خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج درونی خود میگوید که مانند شمع، هم جان و هم تنش در آتش این درد میسوزد. او آرزو میکند که ای کاش هرگز به دنیا نمیآمد تا از ترس مرگ و نیستی رنج نمیکشید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی مانند درد درونی، ترس از مرگ و پرسشهای وجودی در این متن مطرح شدهاند که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد.
شماره ۱۱ - دیرست که جان خویشتن میسوزم
دیرست که جان خویشتن میسوزم
وز آتش جان، چو شمع، تن میسوزم ۱
ای کاش، شد آمدم نبودی که مدام
تا آمدم از بیم شدن میسوزم ۲
وز آتش جان، چو شمع، تن میسوزم ۱
ای کاش، شد آمدم نبودی که مدام
تا آمدم از بیم شدن میسوزم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - گاهی ز غم نفس وخرد میگریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.