خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گذر سریع عمر و رسیدن ناگهانی پیری و مرگ ابراز تأسف میکند و از ترس شب اول مرگ سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی درباره مرگ و پیری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۰ - عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم
عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم
بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم ۱
شد روز جوانی و درآمد شب مرگ
وز بیم شب نخست خون شد جگرم ۲
بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم ۱
شد روز جوانی و درآمد شب مرگ
وز بیم شب نخست خون شد جگرم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - پیوسته چو ابر این دل بیخویش که هست
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - دیرست که جان خویشتن میسوزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.